وقتی از سایه هدایت‌خواه هم می‌ترسند/چند نکته با علوم پزشکی‌ها

این روزها برخورد سلبی که با ستار هدایت‌خواه فعال سیاسی و فرهنگی و استاد دانشگاه می‌شود آدم را به یاد یک حکایت تاریخی می‌اندازد.

 سایت خبری تحلیلی یاسوج ۴۹_یادداشت مخاطبین_ در تاریخ، گاهی قدرت یک مرد به حضورش نیست؛ به نامی است که از خود بر جای گذاشته است.

مردانی بوده‌اند که حتی پس از کنار رفتن از میدان رقابت، سایه‌شان بر سر رقیبان باقی مانده و مخالفانشان در غیاب آنان نیز آرامش نداشته‌اند.

آن چنان که می‌گویند روزی در سرزمینی دور، دو سیاستمدار سال‌ها بر سر قدرت با یکدیگر رقابت می‌کردند. یکی بر مسند قدرت تکیه زده بود و دیگری، با وجود پایگاه اجتماعی و محبوبیتی که در میان مردم داشت، مدتی از صحنه سیاست کنار رفته بود.

با کنار رفتن مرد دوم، دوستان سیاستمدار حاکم گفتند دیگر رقیبی در میدان نیست اکنون همه راه‌ها برای شما هموار شده است می‌توانید بی‌دغدغه حکومت کنید و از این فرصت برای تثبیت قدرت خود بهره ببرید.

اما حاکم، برخلاف انتظار اطرافیانش، نه‌تنها آرام نگرفت، بلکه هر روز نگران‌تر شد.

روزی یکی از نزدیکانش علت را پرسید که رقیب شما دیگر در میدان نیست. نه سخنرانی می‌کند، نه در جلسات حاضر می‌شود و نه برای تصاحب قدرت قدمی برمی‌دارد. پس این همه نگرانی برای چیست؟

حاکم لحظه‌ای سکوت کرد و سپس گفت: شما تنها حضور یک مرد را می‌بینید، اما من چیزی را می‌بینم که شما از درک آن عاجزید.پرسیدند چه چیزی را؟حاکم پاسخ داد مردی که برای دیده شدن، هر روز به میدان می‌آید، با رفتنش فراموش می‌شود؛ اما مردی که در دل مردم جای گرفته است، حتی اگر سال‌ها دیده نشود، از خاطرها نمی‌رود.

سپس ادامه داد من امروز با او رقابت نمی‌کنم؛ با خاطره‌ای رقابت می‌کنم که از او در ذهن مردم باقی مانده است. هر تصمیمی که می‌گیرم، عده‌ای آن را با عملکرد او مقایسه می‌کنند هر وعده‌ای که می‌دهم، کسی می‌پرسد او اگر بود، چه می‌کرد؟ و هرگاه مشکلی پیش می‌آید، نام او دوباره بر زبان‌ها می‌افتد.

یکی از حاضران خندید و گفت اما او که اکنون هیچ نقشی در امور ندارد! حاکم نگاهی به او انداخت و گفت: اشتباه شما همین است. گمان می‌کنید هرکس از صحنه کنار رفت از ذهن مردم هم کنار می‌رود.

نمی‌دانید گاهی مردی که در میدان نیست، بیش از کسانی که در میدان‌اند، بر نتیجه رقابت اثر می‌گذارد.

چند لحظه سکوت بر مجلس حاکم شد.حاکم برخاست، به پنجره رفت و به مردمی که در میدان شهر رفت‌وآمد می‌کردند، نگریست سپس آهسته گفت من از بازگشت او نمی‌ترسم؛ از این می‌ترسم که روزی مردم بفهمند نبودنش، چیزی از جایگاهش کم نکرده است.

این حکایت را گفتیم تا معلوم شود در سیاست، گاهی بزرگ‌ترین نشانه نفوذ یک رقیب، حضور او در میدان نیست؛ رقیب معمولی را با کنار زدن از صحنه فراموش می‌کنند؛ اما رقیبی که در ذهن مردم جای گرفته باشد حتی در غیابش نیز موضوع مقایسه، نگرانی و محاسبه باقی می‌ماند زیرا بعضی آدم‌ها از صحنه کنار می‌روند، اما از معادله قدرت حذف نمی‌شوند.

**برخورد سلبی و ناجوانمردانه این روزها با یک استاد

این روزها، آنچه پیرامون بازگشت ستار هدایت‌خواه به عرصه تدریس در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در فضای رسانه‌ای و مجازی مطرح می‌شود، یادآور همین حکایت است.

 حکایت کسانی که گویا با شنیدن خبر بازگشت یک چهره سیاسی باسابقه خوشنام به جایگاه معلمی، بار دیگر نگران شده‌اند و ساز مخالفت کوک کرده‌اند.

اما پرسش اساسی اینجاست که چرا حضور یک استاد در کلاس درس، آن هم در چارچوب قوانین و مقررات، باید چنین حساسیت‌هایی برانگیزد؟.

هدایت‌خواه سال‌ها در عرصه سیاست استان حضور داشته و به‌واسطه سابقه فعالیت، پایگاه اجتماعی و وزن سیاسی خود، از چهره‌های شناخته‌شده کهگیلویه و بویراحمد به شمار می‌رود. 

با این حال، سال‌هاست که از میدان رقابت‌های انتخاباتی فاصله گرفته و دست‌کم بر اساس آنچه درباره تصمیم او مطرح می‌شود، نشانه روشنی از تمایلش برای بازگشت به رقابت بر سر کرسی نمایندگی مجلس دیده نمی‌شود. 

بنابراین، این پرسش همچنان باقی است که اگر قرار نیست او دوباره رقیب انتخاباتی کسی باشد، نگرانی از حضورش در کسوت استاد دانشگاه از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

آیا برخی هنوز نتوانسته‌اند میان میدان سیاست و عرصه علم تفاوت قائل شوند؟ آیا قرار است هر فردی که روزگاری در عرصه سیاست صاحب‌نظر و اثرگذار بوده است، حتی پس از فاصله گرفتن از رقابت‌های سیاسی، همچنان با نگاه تردید و مخالفت روبه‌رو شود؟.

مگر دانشگاه، خانه علم و اندیشه نیست و مگر تدریس و انتقال تجربه به نسل جوان، حقی نیست که باید در چارچوب قانون و ضوابط مربوط به آن بررسی شود؟

اگر بازگشت هدایت‌خواه به دانشگاه علوم پزشکی یاسوج بر اساس قانون و مقررات مربوط به ایثارگران امکان‌پذیر باشد، انتظار می‌رود موضوع به دور از حب و بغض و کینه ورزی با معیارهای قانونی، علمی و اداری سنجیده شود.

 اگر ایراد مشخصی وجود دارد، باید آن را شفاف، مستند و به دور از ملاحظات جناحی بیان کرد؛ اما اگر مخالفت‌ها ریشه در رقابت‌های سیاسی گذشته دارد، چنین رویکردی بیش از آنکه به دانشگاه آسیب نزند، می‌تواند اعتماد عمومی به استقلال و بی‌طرفی محیط‌های علمی را تحت تأثیر قرار دهد.

نکته تأمل‌برانگیز آن است که هدایت‌خواه، با وجود برخورداری از سابقه سیاسی و پایگاه اجتماعی مشخص، سال‌هاست از رقابت‌های انتخاباتی فاصله گرفته است؛ اما ظاهراً برای برخی، همین فاصله گرفتن نیز پایان نگرانی‌ها نبوده است. 

گویی مسئله نه حضور در انتخابات است، نه تصاحب یک کرسی سیاسی و نه رقابت بر سر مسئولیت‌های اجرایی؛ بلکه اصل حضور و اثرگذاری او در هر عرصه‌ای که امکان ارتباط با جامعه و نسل جوان را فراهم کند، به موضوعی حساسیت‌برانگیز تبدیل شده است.

اگر چنین برداشتی با واقعیت منطبق باشد، باید پرسید آیا برخی از رقیبان سیاسی هدایت‌خواه هنوز در محاسبات خود، او را رقیبی همیشگی می‌بینند.

 حتی زمانی که او از میدان رقابت کنار رفته و راه دیگری را برای فعالیت برگزیده است؟ آیا آنان از جایگاهی که او در گذشته داشته نگران‌اند یا از نفوذ اجتماعی و فکری‌ای که تصور می‌کنند همچنان می‌تواند داشته باشد؟

در این میان، شرایط حساس کشور نیز اهمیت موضوع را دوچندان می‌کند. در روزگاری که دشمنان خارجی، به‌ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، از ابزارهای نظامی، رسانه‌ای و روانی برای ضربه زدن به کشور و جامعه استفاده می‌کنند، تقویت آگاهی، بصیرت و قدرت تحلیل نسل جوان ضرورتی انکارناپذیر است. 

در چنین فضایی، اختلاف‌نظرهای سیاسی نباید چنان گسترش یابد که اصل منافع ملی و ضرورت حفظ انسجام اجتماعی به حاشیه رانده شود.

در برابر تهدیدی که استقلال، امنیت و منافع ملی را هدف قرار می‌دهد، نه اصولگرایی مصونیت می‌آورد، نه اصلاح‌طلبی و نه میانه‌روی. از همین رو، شایسته است اختلافات داخلی در چارچوب قانون، اخلاق و منافع عمومی مدیریت شوند و دانشگاه به میدان تسویه‌ حساب‌های سیاسی تبدیل نشود.

البته این سخن به معنای مصون دانستن هیچ فردی از نقد نیست. هدایت‌خواه نیز، همچون هر چهره سیاسی و اجتماعی دیگری، می‌تواند موضوع نقد و ارزیابی قرار گیرد؛ اما نقد با تخریب متفاوت است و مخالفت مستدل با حذف‌طلبی تفاوت دارد.

 آنچه باید معیار باشد، قانون و ضوابط است، نه هراس از نام‌ها و پیشینه‌ها 

اگر هدایت‌خواه می‌خواست در برابر مخالفانش منطق تقابل به کار گیرد؛ با وزن سیاسی که در سراسر استان داشت و رهبری یک جریان بزرگ سیاسی در کل استان؛ بسیاری از آقایان و خانم‌ها در دستگاه‌ها و ادارات مختلف از جمله علوم پزشکی در جایگاه‌های فعلی قرار نداشتند و شکی هم در آن نیست که قدرت و نفوذی ده‌ها برابر آقایان و خانم‌های محترم داشته و دارد.

سخن آخر اینکه آقایان چه درون و چه بیرون از دانشگاه علوم پزشکی؛ چه معاون و چه دستیار و مشاور فلان مسئول؛ هدایتخواه برای خالی کردن زیر پای شما به میدان نیامده و اصولا شان او بالاتر از رقابت و یا حذف شماست؛ از چه می ترسید و می هراسید؛ دشمن و رقیب شما و همه در این کشور دشمن آمریکایی صهیونیستی است که مغزها و مرزها را نشانه گرفته است.

هدایتخواه تنها برای بصیرت‌افزایی در میان نسل جوان دانشجو عزم دوباره برای حضور کرده لااقل به شعار وفاق آقای رئیس‌جمهور پایبند باشید اگر نه این شعار بود شما خواب این مسئولیت‌ها را هم نمی‌دیدید.

بگذارید هدایتخواه به دانشگاه بیاید و حداقل در محضر او کمی هم اخلاق سیاسی بیاموزید.


خبرنگار:
داریوش بهنیا

ارسال نظر

نام خود را وارد کنید
نظر خود را وارد کنید
ارسال نظر با موفقیت ارسال شد.

نظرات

  • محمد IR 1405/07/26
    0
    درود بر استاد اخلاق استاد هدایتخواه
  • بهاره IR 1405/07/26
    0
    بویراحمد نماینده ای به مانند دکتر هدابتخواه نخواهد دید
  • سیدرضا عسکری IR 1405/07/26
    0
    سلام، اول ؛ اگر بنده جای جناب هدایت خواه بودم اصلا این کار را نمیکردم، اونم بعداز ۱۴ سال بازنشستگی ودر حالی که لشکر جوانان بیکار منتظر اشتغال و یه لقمه نان هستند. دوم؛افکار و رویکرد آقای هدایت خواه و همفکران ایشان با رویکرد و برنامه و افکاری که طی ۵دهه بر کشور حاکم کردند و حاضر به اصلاح ویا رفراندوم نشدند این کشور را به نابودی کشاندند، و امروز در سراشیبی سقوط اقتصادی و فروپاشی اجتماعی و سیاسی قرار گرفته. بنا براین حضور ایشان در دانشگاه به هیچ وجه مفید نیست بلکه همچنان موجب وهن و خسارت خواهد بود.
x