به گزارش سایت خبری تحلیلی یاسو ۴۹ دکتر نصرالله نصرالهی از پیشکسوتان فوتبال استان کهگیلویه و بویراحمد طی یادداشتی پاسخی به ابوصالح دانشفر دیگر پیشکسوت فوتبال استان در مورد علت نتیجه نگرفتن تیمهای فوتبال این استان در سالهای اخیر از جمله شهرداری یاسوج دنا و نفت و گاز گچساران داده است.
در این یادداشت چنین آمده پاسخ به یک پرسش بسیار مهم از سوی یکی از دلسوزان فوتبال (استاد ابوصالح دانشفر )پرسش : علت عدم موفقیت فوتبال استان در قامت تیمهای شهرداری یاسوج ، نفت وگاز گچساران ودنا یاسوج
نصراله نصرالهی
پاسخ
با سلام وادای احترام حضور شما برادر ارزشمند، صاحب نظر ، مجرب ، فرهیخته ودلسوخته فوتبال جناب استاد دانشفر
بسیار خرسندم که شما به گاه برای جامعه ورزش استان پرسشی درخور مطرح نموده اید بی آنکه غرضی وقصدی جز موفقیت و توسعه فوتبال در آن مستتر باشد .
پرسشی بجا بی آنکه از نظرگاه خویش استدلالی نموده و پیش فرضی را مطرح ویا حکمی صادر کرده باشید بلکه از سر دلسوزی ودغدغه مندی پرسش یاد شده را مطرح نموده اید .
استاد گرانقدر ! همانگونه که به درستی واقفید هرجا استدلال و شفافیت لنگ بزند، نابسامانی وتعارف عصا به دست میآید. پس بگذارید از همان جایی ونکاتی شروع کنیم که شما بخوبی وبدرستی نیز آگاهید ،
من به اختصار به تعدادی از مهمترین عناصر ومتغیرهای بسیار مهم وکلیدی عدم موفقیت تیمهای استان را در درازنای زمان در پیشگاه جامعه ی ورزش اشاره می نمایم :
بنظر می رسد مهمترین وجامعترین متغیرها در ناکامی تیمهای استانی فقدان طراحی لازم در سازوکارهای موثر بر فعالیت مستمر تیمها ، فقدان زیرساختهای حداقلی ورزش فوتبال ، نبود اراده مدیریتی دلسوز و توانمند در راس هرم ورزش استان ، عدم توجه مسئولین استانی به موضوع محوری ورزش ، نبود ظرفیتهای لازم مالی ومادی در استان در همسویی ورزش ، فقدان ساختار مدون وسازمان موثر در مدیریت تیمهای استان ، تداخل وظایف مخرب در مدیریت تیمها ، فقدان اسپانسر وحامی اثرگذار در استان برای تزریق منابع مورد نیاز به تیمهای استان ، فقدان چشم انداز بلند واستراتژیک در تبیین جایگاه تیمها ی استانی و ... خواهد بود .
شاید بتوان گفت کلیدیترین موانع کسب نتایج مطلوب وموقت در تیمهای اسبق وسابق وحال موارد اشاره شده پیشگفت خواهد بود، سایر عوامل مستتر در همین متغیرهای پیشرو خواهد بود والبته هرکدام از عوامل مطروحه نیازمند تحلیل وبررسی مداقانه می باشد که برای تبیین هر کدام از آنها ساعتها و قلمها باید فرسود .
اما یکی از ایرادات اساسی وبنیادینی که بر فضای ذهنی جامعه ورزش وجود دارد این است که عموما نظرخود را صرفا معطوف به نتایج وکارنامه تیمها می دانند واز طرح علل وعوامل کسب نتایج مطلوب وموقتی ویا ضعیف در بستر زمان ، مکان و امکانات غافل می شوند ،
به بیان دیگر بسیاری معتقدند کسب نتایج مطلوب ضامن ادامه روند فعالیت تیمها خواهند بود . در حالی که با کمی تیزبینی می توان پی برد که بر اساس چنین نگاهی ما فقط عملکرد فاعل مترتب به نتیجه یعنی بازیکن را سیبل هدف میبینیم وسایر عوامل وعقبه ی مورد لزوم مطلوبیت در کسب نتایج را مغفول می شویم ، همینجاست که ما دچار اولین سوءتفاهم در شناخت بنیادین علل ناکامی تیمها خواهیم شد .
آنچه که طبقه ی بازیگر وبه موازات آن نتایج نامیده می شود ما نباید مستقل از سایر عوامل از جمله زیرساخت ، استراتژی ، چشم انداز ، سازوکار وطراحی نقشه آینده ، مدیریت ، کادر ومنابع ببینیم یا بدانیم . حتما تیمها جایگاه معینی در نتایج کسب شده خواهند داشت در حالی که مدیریت ورزش ، مسئولین استانی ، مالک ، مربی ، منابع ، زیرساخت ، مدیریت باشگاه ، کادر وکلیه عناصر وعوامل پیشگفت در زندگی وحیات وموفقیت تیم نیز موثر خواهند بود ونقشی حیاتی ایفا خواهند نمود .
از نگاه نگارنده قصه ورزش وتیم داشتن در استان ما قصه « ترس از سقوط وصعود »است؛ ترس از پایین افتادن. صاحبان تیمهای ما ( به استثنای نفت وگاز که آنهم پایش در چوب سایر عوامل چوبین است )نه آنقدر داراست که آسوده وبا فراغ بال به تیم داری بپردازد ، نه آنقدر تهیدست که چیزی برای کامروایی دست وپا کند.
تمام همّ و غمش این است که مبادا یک پله پایینتر بلغزد ویا یک پله بالاتر بخیزد ، چرا که هر کدام از این دو برای او لطمات وزحماتی را بهمراه خواهد داشت .
سقوط پاسخگویی خاص خود را بهمراه خواهد داشت وصعود نیز پاسخگویی در جایگاهی فراتر همراه با هزینه بیشتر ، بنابراین برای خود حفظ وضعیت موجود غایت آمال خواهد بود . برای همین، بیشتر از آنکه دستش را به سوی بالا دراز کند، فاصله خود را با پائین دستی ها تنظیم می کند .
از همین جاست که سیاست تیم داری در استان ما نیز شکل خاصی میگیرد. تیمی که هر صبح با کابوس سقوط از خواب بیدار میشود، فردی را بعنوان مربی را انتخاب می کند که وعده حفظ وضع موجود را بدهد.
بنابراین شعار حفظ «موقعیت » «ثبات» و «مالکیت» «صرفه جویی منابع » برای او موسیقی دلنشینی است؛ چرا که برای چنین مدیران ومسئولینی همینقدر کافیست که هم تیم داشته باشند وهم گره هزینه مضاعف ومطالبات عمومی گلوی آنان را نفشرد .
شما بخوبی می دانید هر جا ورزش در قامت مطالبات عمومی قد کشیده، رد پای عقب نشینی مسئولین استانی را هم در مبحث آماده سازی زیر ساخت وهم در سایر مباحث هزینه ای میبینید.
مسئولینی که از تنوع مطالبات و ضرورت ایجاد زیرساخت وحداقلهای ورزش میترسند، حتما از موفقیت تیمی میترسند، از پایین وبالا رفتن تیم نیز می ترسند .
در حالی که هرگز هیچ مسئولی انگشتش را به سوی مناسباتی نمیگیرد که خود عامل ومسبب آن است .
کوتاه سخن آنکه آدمها را نباید با نام شناخت؛ باید جای ایستادنشان را شناخت. جای ایستادن، نگاه آدم را عوض میکند. نگاه کسی که روی پله میانی ایستاده با کسی که روی پله آخر ایستاده است کاملا متفاوت خواهد بود .
تیمی که بدلیل فقر زیرساختی ونور باید مهمترین بازی خود را در شهر دیگری برگزار کند چگونه باید امید به ترفیع در لیگ یک را با خود همراه کند .
این حرف، از آن حرفهایی است که از دور خیلی ساده به نظر میرسد، اما کافی است کمی نزدیکش شوید تا معلوم شود. ارزش ورزش با عینک مدیران چه رنگی دیده خواهد شد ما ویترین فوتبال را به اشتباه نتایج تیمها دیده ایم .
اکنون ما در پروسه تسلسل دور گرفتاریم که صعود تیمها باعث وبانی آماده سازی ومهیا نمودن زیرساختها وسایر منابع برای ورزش در استان خواهد شد یا منتظر آماده سازی وایجاد زیر ساختهای لازم وورزش بمانیم تا روزی نور کامیابی بر رخسار تیمهای استان بتابد .
بیستم مرداد یکهزاروچهارصدوپنج
پایگاه خبری یاسوج49






