سایت خبری تحلیلی یاسوج ۴۹_ نصرالله نصرالهی_ بر اساس تحقیقات هافستد تمایل انسان به کنترل ضعیف وسرنوشت خود معلول تفکر اجتناب از عدم اطمینان است ، این امر نشانی از نگرانی افراد جامعه از عدم اطمینان وتمایل به پیش بینی آینده وکنترل وپرهیز از خطر است.
این تحقیق علمی می تواند راه وتدابیر لازم را برای انجام یک فعالیت فردی یا اجتماعی ویایک رخداد را انتخاب واتخاذ نماید .
صد البته این نوع تفکر برای پیش گیری از آسیبهای احتمالی در پی عملکرد نامطلوب وناموثر یک رخداد قابل توجیه خواهد بود ، اما عنصر مهمی که در این اتخاذ تصمیم می بایست ملحوظ نظر قرار گیرد عنصر زمان است.
یعنی اینکه زمان تشخیص این تصمیم عدم اطمینان که می تواند موجب رفع نگرانی تصمیم اولیه شود چه وقت خواهد بود وآسیبهای مترتب بر آن کدام خواهد بود؟
این مقدمه بهانه ای است برای نقدی بر فرایند منتخبین تیم ملی که قرار است در مهمترین رویداد ورزشی بین المللی شرکت نمایند .
همگان میدانند هدایت تیم ملی ایران فارغ از مقبولیت عمومی آن نزد عموم مردم از اسفند ۱۴۰۱بر عهده ی امیر قلعه نویی سپرده شد ووعده های امیر قلعه نویی مبنی بر ضرورتهای پوست اندازی وجوانگرایی تیم ملی بر هیچکس پوشیده نیست وایشان تمایلات سرسختانه برای میدان دادن به جوانان را پیوسته بر زبان جاری می کرد.
در این راستا در فرایند هدایت تیم ملی به بهانه پائین آوردن معدل سنی تیم ملی چندین جوان شایسته دهه هشتادی از جمله کسری طاهری، محمد امین خزباوی ، دانیال ایری ، آریا یوسفی ، محمد قربانی ومحمد جواد حبیبی نژاد و امیرحسین محمودی، را نیز برای بستر سازی به اردوی تیم ملی دعوت نمود.
بنحوی که این انتخابها وبازیکنان شگفتانه های تیم ملی تلقی می شدند و همه بر این باور بودند که حضور این بازیکنان می تواند شروع یک تحول اجباری برای لایه برداری سطوح سفت وسخت تیم ملی که اکنون کارامدی لازم را به هر نحو ندارند باشد.
در شرایطی که این بازیکنان دو الی سه سال در شرایط مختلف در کنار تیم به کسب تجارب حداقلی نایل شدند در پای هواپیما در بدو اعزام به جام جهانی آنها را حذف وآنها را بعنوان نیروهای آماده بخدمت تیم ملی به صف کشید !.
،گو اینکه با حلوا گفتن دهنی شیرین خواهد شد غافل از اینکه اگر بر روی سکوهای ورزشگاهها به بهانه در کنار تیم ملی بودن اتفاق میمون ومبارکی در باب یادگیری وتوسعه فنی می افتاد باید الان جیمی جامپها بهترین بازیکنان دنیا بودند چرا که پیوسته بر روی سکوها بیشترین حضور را داشتند بلکه گاهی در زمینها نیز هویدا وخودی نشان می دادند .
اگر چه معتقد هستم جوانگرایی در فوتبال ما با جوانگرایی که در سراسر دنیای فوتبال مرسوم ومعمول است تفاوت بنیادین دارد ، اما نکته اینجاست که علی رغم گذشت مدت مدیدی از دعوت این بازیکنان وارتقای سطح کیفی فنی وروحی روانی ، آنان را از ارتفاع پله های هواپیما به زمین سقوط دادند!! وانگیزه ها وآرمانهای چندین ساله آنان را زیر پا له کردند و در نهایت نتیجه همانی شد که شد وباز انتخاب مسن ترینها وآسیب دیده های معیوب برای شرکت در مهمترین تورنمنت بین المللی !!!
شگفتا که مرغ پخته از چنین انتخابی خواهد خندید از اینکه بسیاری از آنان فارغ از فقدان کیفیت لازم آسیبهای آنان مدتهاست برطرف نشده است ، این گونه بنظر می رسد اعزام آنان بیشتر به قصد درمان خواهد بود ونه چیز دیگری !
سوال اینجاست اگر این جوانان قابلیت همراهی تیم ملی را نداشتند چرا دعوت شدند ؟
اگر دعوت شدند چرا در ثانیه های آخر ودر هنگام اعزام بر روی پلکان هواپیما باید از اعزام منع شوند ؟!
آیا اینان سرمایه های اساسی فوتبال نیستند اینگونه احساسات وروان آنان به بازی گرفته شده است ؟!!
جامعه فوتبال به خوبی می داند مهمترین مسئله سرمایه گذاری در امر آموزش دارا بودن دید کل نگر وآینده نگر خواهد بود لذا سرمایه گذاری برای یادگیری وآموزش وتوسعه بازیکنان صرفا وصرفا در میادین اتفاق خواهد افتاد ونه در نامنویسی وانجام تمرینات آنهم در حاشیه اسمی تیم ملی .
بنظر می رسد آقای قلعه نویی برای فرار از تصمیم اولیه ، فاقد اطمینان وفرار از خطر تصمیم خویش اقدام به تصمیمی ثانویه اما غلط تر واشتباه تر نموده است . گو اینکه آقای خاص انتقاد جامعه از استفاده از بازیکنان مسن وبی کیفیت اما با تجربه را به بازیکنان جوان ، کیفی وبا انگیزه ترجیح داده است ، دیر نخواهد پائید متوجه خواهد شد که تیم ملی بدون کسری وسایر جوانان این مرزو بوم ، کسر خواهد بود
پایگاه خبری یاسوج49






