بلاتکلیفی به اضافه انتقام جویی/ این است حال و روز ورزش یک استان!

یاسوج ۴۹_  یادداشت‌ مخاطبین_ مثلی قدیمی است که می‌گوید وقتی خودم نباشم می‌خواهم دنیا پشت سرم خراب شود ضرب المثلی است که حکایت این روزهای ورزش استان را دارد.

آنگونه که پیداست ورزش استان کهگیلویه و بویراحمد روزهای بلاتکلیفی، سیاست زدگی و بی‌برنامگی را با چاشنی انتقام گیری و کشمکش پشت سر می‌گذارد.

هرچند ورزش استان از گذشته‌ها تاکنون مشکلاتی داشته گویی چرخه در دوره فعلی در حال تکمیل است و باید تنفر و انتقام گیری را همراه با بلاتکلیفی و سرگردانی بدان افزود.

بلاتکلیفی از یک سو و انتقام گیری و سیاه و سفید دیدن عرصه از سوی دیگر موجب شده تا موجی از ناامیدی و یاس همراه با کشمکش و درگیری مثل آنچه چند شب پیش در شبکه دنا مشاهده کردیم بر فضای ورزش استان مستولی شود.

هرچند اصل قضیه مدیریت ورزش استان کهگیلویه و بویراحمد از همان ابتدا توسط خیلی‌ها چه در حوزه ورزش و چه در عرصه سیاست و رسانه مورد سوال قرار گرفته بود اما از آن سو خیلی‌ها امیدوار بودند مدیریت جدید به دلیل آشنایی با ورزش قهرمانی و همچنین حوزه عمرانی بدون حاشیه به کار خود ادامه دهد و مشکل مدیریت نیز به مرور زمان برطرف شود اما نه تنها مشکل مدیریت برطرف نشد بلکه  به هر دلیل ممکن تنفر و کینه و عقده گشایی نیز بر آن افزوده گردید.

همانگونه که گفتیم و نوشتیم بر اساس همان مثل قدیمی که می‌گوید وقتی من نباشم خواهم سر به تن دیگران هم مباد قضیه ورزش استان چنین شده و گویی مسئولان استانی و آقای نماینده هم عزمی برای رفع این مشکل ندارند که ندارند.

این روزها معلوم نیست تسهیلگر مشکلات حوزه ورزش استان چه کسی باید باشد اداره برق یا اداره گاز یا اداره آب آیا متولی ورزش استان ادارات خدمات رسان هستند؟.

انتظار از آقای پارسایی به عنوان مالک و تیمدار و مدیرعامل و سالن دار ورزشی این بود که اکنون در کسوت مدیر و پدر ورزش استان دلسوزانه به دنبال رفع مشکلات رشته‌های مختلف ورزشی باشد.

 آقای پارسایی تا هر روزی که باشد چه سرپرست و چه مدیر باید بداند که دیگر رشته‌های ورزشی با دست خالی بدون یک ریال حمایت و اسپانسر می‌بایست به جنگ غول‌های ورزشی کشور بروند لذا باید تسهیلگر مشکلات آنها باشد نه اینکه خود نمک روی زخم آنها بپاشد.

بحث دیگر موضوع انتقام جویی در ورزش است با وضعیتی که ورزش استان کهگیلویه و بویراحمد دارد جایی برای انتقام جویی باقی نمی‌ماند.

هرچند باید پرسید انتقام جویی با طعم بهانه گیری از چه کسی چرا و به چه دلیل و به واسطه کدام پیشینه و برای پیشبرد کدام هدف و چه مقصودی که البته به زودی به زوایای آن هم پرداخته خواهد شد تا دریابیم که قیصریه را به خاطر یک دستمال نباید به آتش کشید

شاید در این وضعیت مبهم و غبار آلود برای تسکین آلام و عوض کردن زمین بازی و انداختن توپ در زمین دیگران بتوان از کارت انتقام جویی استفاده کرد اما دود آن ابتدا به چشم ورزش و فرزندان محروم ورزشکار استان و سپس به چشم خود مدیریت ورزش استان خواهد رفت و در آن شکی نیست.

به هر حال آنچه که مشاهده می‌شود علاوه بر سردرگمی و سرگردانی و بلاتکلیفی گویا انتقام جویی و حس نفرت و کینه ورزی به عرصه ورزش استان افزوده شده که می‌بایست فکری به حال آن کرد.


خبرنگار:
یاسوج۴۹

ارسال نظر

نام خود را وارد کنید
نظر خود را وارد کنید
ارسال نظر با موفقیت ارسال شد.

نظرات

  • اندیکا دهدشت IR 1404/12/02
    0
    نابوده ورزش اقای تاجگردون اقای وزیر چزادادستان ورودنمیکند
x