به گزارش یاسوج ۴۹، « یاداشت ارسالی» فضای سیاسی و اجتماعی استان کهگیلویه و بویراحمد همواره آبستن نقدها و نظرات گوناگون بوده است و در تازه ترین این کنشها، واکنش تند شیرعلی خرامین نسبت به سخنان مهدی روشنفکر در حضور معتمدین و استاندار، با پاسخ قاطع و انتقادی افکار عمومی مواجه شده است. یکی از مخاطبان با ارسال یادداشتی تحلیلی، ضمن واکاوی مواضع اخیر خرامین، او را به چالش کشیده و سکوت معنادار وی در برابر سایر چهرههای سیاسی و عملکرد گذشتهاش را زیر ذرهبین برده است.
در این یادداشت که بازتابدهنده صدای بخشی از جامعه منتقد استان است، نویسنده با مخاطب قرار دادن این استاد دانشگاه، منطق وی در نقد روشنفکر را معیاری برای سنجش عملکرد خود خرامین دانسته است. نگارنده تاکید میکند که اگر قرار بر نقد بیپرده باشد، خود جناب خرامین نیز به عنوان یکی از چهرههای شاخص حوزه روانشناسی و دانشگاهی، باید پاسخگوی سهم خود در سوء مدیریتهای حوزه بهداشت و درمان و روند صعودی و نگرانکننده آسیبهای اجتماعی در استان و به ویژه شهرستانهای بویراحمد، دنا و مارگون باشد. نمیتوان در جایگاه مدعی ایستاد اما در قبال بحرانهای اجتماعی که تخصص مستقیم فرد است، شانه خالی کرد.
بخش مهمی از این یادداشت به رویکرد گزینشی خرامین در نقد سیاسیون اختصاص دارد. نویسنده با طرح پرسشهایی صریح، دلیل عدم انتقاد خرامین از رفقای قدیمی همچون ستار هدایتخواه و غلام محمد زارعی را جویا شده و این شائبه را مطرح کرده است که چرا شمشیر نقد تنها برای مهدی روشنفکر تیز میشود؟ آیا این تقابلهای غیرضروری و تمرکز بر تخریب رقیب همطایفهای، ریشه در حسادت و تلاش برای تحمیل شکست به رقیب دارد یا دغدغه واقعی مردم است؟ این استاندارد دوگانه در نقد، شائبههای جدی درباره نیات پشت پرده این اظهارات ایجاد کرده است.
در ادامه این تحلیل انتقادی، نویسنده به ترس و دلهره احتمالی خرامین در مواجهه با محمد بهرامی اشاره میکند. سوال اساسی اینجاست که اگر مهدی روشنفکر مسیر رسیدن خرامین به مدیریت ارشد استان را هموار میکرد، آیا امروز باز هم آماج حملات قرار میگرفت؟ به نظر میرسد راهبرد سیاسی خرامین بر اساس انتخاب کمهزینهترین مسیر برای رسیدن به قدرت بنا شده است؛ مسیری که از فعالیت در فضای مجازی و انتشار استوری میگذرد تا مبادا خاطر دوستان قدیمی در جریان اصولگرایی سنتی و نمایندگان فعلی مکدر شود. این رویکرد عافیتطلبانه با ادعای دلسوزی برای مردم در تضاد است.
این یادداشت همچنین خرامین را نمادی از تناقض در رفتار سیاسی معرفی میکند؛ کسی که سابقهای پرنوسان از ادعای فعالیت برای آسپار تا لیدری هدایتخواه و چرخش به سمت زارعی و در نهایت تقابل با روشنفکر را در کارنامه دارد. نویسنده با اشاره به انتقاد خرامین مبنی بر اینکه ارجحیت اضطرار بر قانون و علم اشتباه است، او را به چالش میکشد که بر اساس کدام قانون، مطالعه علمی و مجوز زیستمحیطی، پروژههای مخربی همچون سد ماندگان و سد خرسان ۳ کلید خورده و پیشرفت کردهاند؟ اگر قانون و علم ملاک بود، امروز شاهد این حجم از اعتراضات مردمی و خسارتهای زیستمحیطی نبودیم.
در پایان این یادداشت اعتراضی، نویسنده خطاب به خرامین یادآور میشود که اگر واقعا معتقد است قانون و علم راهگشاست، باید سراغ محمد بهرامی برود که اکنون در مرکز قانونگذاری قرار دارد. نقد روشنفکر برای فرار از رویارویی با بهرامی، هدایتخواه و زارعی، نوعی نعل وارونه زدن است. نویسنده هشدار میدهد روزی که مردم نسبت به این ضعفها، تناقضها و ریشه کنشهای آمیخته با حب و بغض آگاه شوند، پایگاه اجتماعی این جریان به شدت تضعیف خواهد شد و طرفداران آن انگشتشمار خواهند بود.
پایگاه خبری یاسوج49








1404/09/08