یاسوج ۴۹_ یادداشت مخاطبین_ آزادی بیان، دید باز، شنیدن صدای منتقدین، زنده باد مخالف من و دهها شعار دیگر راهبردی بوده که اصلاح طلبان در طول سالیان سال برای کوبیدن رقیب خود از آن استفاده کردهاند و با توسل به چنین شیوهها و شگردهایی در پی بیرون کردن رقیب از میدان بودهاند.
به موازات چنین رفتارهایی در کشور؛ در استان کهگیلویه و بویراحمد نیز اصلاح طلبان درست برعکس شعارهای خود رفتارهای چکشی و گاز انبری با رقیبان کم نداشتهاند مثل آنچه که چند روز پیش در یاسوج اتفاق افتاد و یک جماعت علیه یک شهردار در اردوگاه رقیب چنان قشرقی به پا کردند که آن سر آن ناپیدا بود.
هر چند معتقدیم شهردار یاسوج میبایست بیش از این احتیاط میکرد و البته نصب چنین بنری لازم و ضروری نبود اما در اردوگاه اصلاح طلبان چنان سر و صدایی به پا شد که گویی همه مشکلات کهگیلویه و بویراحمد یک بنر و تصویر یک شهردار است.
شاید شهردار یاسوج نمیداند و اطرافیان و مشاوران به او نگفتهاند که عدهای برای سرپوش گذاشتن بر عملکرد ضعیف و کارنامه سراسر صفر خود با توسل به رسانههای اجارهای کاری به جز فرافکنی ندارند.
به هر حال اتفاقات رخ داده تجربهای بود برای انگشت شمار مدیران اصولگرا در کهکیلویه و بویراحمد مثل شهردار یاسوج که نباید بهانهای دست رقیبان دهند چرا که در عمل به شعارهای پرطمطراق خود مثل آزادی بیان و زنده باد مخالف من هیچ اعتقادی ندارند.
اما روی سخن با رسانههای اجارهای؛ در طول سالیان اخیر به جز دوره کنونی کجا کار عمرانی در شهر یاسوج دیدی و چرا در چند وقت اخیر چشمت این همه کار را ندید. چگونه است که وقتی یک مدیر پاسخگوی زیاده خواهی شما نیست چنین جیغ بنفش میکشی البته که نام تو را نمیتوان رسانه گذاشت و این دکان و کاسبی عاقبت روزی خودت را گرفتار خواهد کرد.